unwet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·wet/ʌnˈwɛt/
un-negation / reverse actionwetcovered or saturated with water
adjective (صفت)archaic

صفت — خشک

خشکبی‌خیس

خشک؛ بدون رطوبت یا خیس شدن.

Not wet; dry.

«لباس‌هایش با وجود باران خشک ماندند.»

His clothes remained unwet despite the rain.

«زمین خشک برای راه رفتن عالی بود.»

The unwet ground was perfect for walking.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000