بازگشت
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): unwillingposition (جایگاه): end
بهصورت اکراهآمیزبیرغبتانه
به گونهای که نشان دهنده اکراه یا نداشتن تمایل باشد.
In a way that shows reluctance or lack of willingness.
«او با بیمیلی با پیشنهاد موافقت کرد.»
“He unwillingly agreed to the proposal.”
«او بهصورت اکراهآمیز به فعالیت گروهی پیوست.»
“She unwillingly joined the group activity.”
تفاوت با واژههای مشابه
reluctantly— با بیمیلی
متداول. به معنای انجام کاری با بیمیلی یا تردید، بسیار شبیه به 'unwillingly'.
Common. Means doing something unwillingly or hesitantly, very similar to 'unwillingly'.