بازگشت

unwillingly

un·will·ing·ly/ʌnˈwɪlɪŋli/
un-notwillingprepared or consenting-lyadverb
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): unwillingposition (جایگاه): end
به‌صورت اکراه‌آمیزبی‌رغبتانه

به گونه‌ای که نشان دهنده اکراه یا نداشتن تمایل باشد.

In a way that shows reluctance or lack of willingness.

«او با بی‌میلی با پیشنهاد موافقت کرد.»

He unwillingly agreed to the proposal.

«او به‌صورت اکراه‌آمیز به فعالیت گروهی پیوست.»

She unwillingly joined the group activity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reluctantlyبا بی‌میلی

متداول. به معنای انجام کاری با بی‌میلی یا تردید، بسیار شبیه به 'unwillingly'.

Common. Means doing something unwillingly or hesitantly, very similar to 'unwillingly'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000