vestigially

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ves·tig·i·al·ly/vɛˈstɪdʒɪəli/
vestigialrelating to a remnant or trace-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): vestigialposition (جایگاه): end

قید — به صورت باقی‌مانده

به صورت باقی‌ماندهبه صورت جزئی

به گونه‌ای که به بخشی باقی‌مانده یا کوچک از چیزی بزرگ‌تر سابق اشاره دارد.

In a manner relating to something that is a remnant or a small surviving fragment of a once larger structure or feature.

«بال‌ها به صورت باقی‌مانده توسعه یافته بودند.»

The wings were vestigially developed.

«استخوان دنبالچه او به صورت باقی‌مانده وجود دارد.»

His tailbone is vestigially present.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000