بازگشت

vestige

ves·tige/ˈvɛs.tɪdʒ/
vestig-trace, footprint
noun (اسم)common
ردپاباقی‌ماندهاثر

قسمت کوچک یا ردپایی از چیزی که قبلاً وجود داشته است.

A small remaining part or trace of something that existed before.

«تنها بخشی از دیوار باستانی باقی مانده است.»

Only a vestige of the ancient wall remains.

«این سنت اکنون فقط یک باقی‌مانده است.»

The tradition is now just a vestige.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remnantباقی‌مانده

رایج. قسمت باقی‌مانده‌ای که هنوز وجود دارد، مشابه vestige.

Common. Means a surviving small part, similar to vestige.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000