بازگشت

vindication

vin·di·ca·tion/ˌvɪndɪˈkeɪʃən/
vin-force / power-dic-to say / to declare-ationaction or process
noun (اسم)formal
تبرئهدفاعاثبات بی‌گناهی

اقدام تبرئه کردن کسی از اتهام یا سوءظن.

The action of clearing someone of blame or suspicion.

«شواهد جدید منجر به تبرئه کامل او شد.»

The new evidence led to his complete vindication.

«موفقیت او اثبات تلاش‌های سختش بود.»

Her success was a vindication of her hard work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exonerationبرائت

رسمی. از نظر معنایی تقریباً با 'vindication' یکسان است، زمانی که به تبرئه قانونی یا اخلاقی اشاره دارد. 'Vindication' می‌تواند به معنای اثبات درستی چیزی نیز باشد، نه فقط رفع اتهام.

Formal. Almost identical in meaning to 'vindication' when referring to legal or moral clearing of blame. 'Vindication' can also imply proving something was right, not just clearing blame.

acquittalرای برائت

فنی/حقوقی. به طور خاص به حکم قانونی مبنی بر بی‌گناهی فرد در یک جرم اشاره دارد. 'Vindication' گسترده‌تر است و می‌تواند در زمینه‌های غیرحقوقی نیز استفاده شود.

Technical/legal. Specifically refers to a legal judgment that a person is not guilty of a crime. 'Vindication' is broader and can be used in non-legal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000