visa

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

vi·sa/ˈviː.zə/
noun (اسم)commonplural (جمع): visas

اسم — ویزا

ویزاروادید

مدرک یا مهر رسمی که اجازه ورود به یک کشور را می‌دهد

An official document or stamp allowing entry to a country

«برای سفر به کانادا به ویزا نیاز دارم.»

I need a visa to travel to Canada.

«ویزا او ماه گذشته منقضی شد.»

His visa expired last month.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000