بازگشت

wave

/weɪv/
1noun (اسم)common
plural (جمع): waves
موج

تپه یا برآمدگی متحرک روی سطح آب، معمولاً ناشی از باد.

A moving ridge or swell on the surface of a body of water, usually caused by wind.

«امواج به ساحل برخورد کردند.»

The waves crashed onto the shore.

«او شنا کردن در امواج را دوست دارد.»

She loves swimming in the waves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surgeخروش

رسمی/ادبی. معمولاً به حرکت ناگهانی و قدرتمند آب اشاره دارد؛ کمتر کلی است.

Formal/literary. Often means a sudden powerful movement of water; less general than wave.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): wavedpast participle (مفعولی): waved-ing (حال): waving3rd (سوم): waves
دست تکان دادن

حرکت دادن دست به جلو و عقب به منظور سلام یا علامت دادن.

To move one’s hand back and forth as a greeting or signal.

«او به دوستانش دست تکان داد و خداحافظی کرد.»

He waved goodbye to his friends.

«او دست خود را تکان داد تا توجه جلب کند.»

She waved her hand to get attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gestureاشاره کردن

رسمی. اصطلاح کلی‌تری برای حرکات بدن جهت ارتباط، همیشه دست تکان دادن نیست.

Formal. A broader term for any body movement to communicate, not always waving.

متضادها
3verb (فعل)common
past (گذشته): wavedpast participle (مفعولی): waved-ing (حال): waving3rd (سوم): waves
اهتزاز دادن

حرکت دادن چیزی مثل پرچم یا پارچه به‌صورت موج‌دار.

To move something in a waving motion, such as a flag or cloth.

«آنها در طول رژه پرچم‌ها را به اهتزاز درآوردند.»

They waved flags during the parade.

«پرچم در باد اهتزاز کرد.»

The flag waved in the wind.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flutterبال بال زدن

غیررسمی. غالباً برای حرکات سبک و سریع؛ نه حرکت کامل موجی.

Informal. Usually for light, quick movements; not a full wave motion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000