بازگشت

web

/web/
1noun (اسم)common
plural (جمع): webs
تار عنکبوتشبکه

شبکه‌ای از نخ‌های ریز که عنکبوت برای شکار طعمه می‌سازد.

A network of fine threads built by a spider to catch prey.

«عنکبوت تار تنید.»

The spider spun a web.

«تار عنکبوتی در گوشه پیدا کردم.»

I found a web in the corner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spiderwebتار عنکبوت

رایج. به طور خاص به تار عنکبوت تاکید دارد.

Common. Specific term to emphasize spider’s web.

2noun (اسم)common
شبکه جهانیوب

شبکه جهانی وب؛ سیستمی از اسناد ابرمتنی متصل به هم که از طریق اینترنت قابل دسترسی‌اند.

The World Wide Web; a system of interlinked hypertext documents accessed via the Internet.

«اطلاعات را در وب پیدا کردم.»

I found the information on the web.

«طراحی سایت برای وب اهمیت دارد.»

Website design is important for the web.

تفاوت با واژه‌های مشابه
internetاینترنت

رایج. گاهی به جای هم به کار می‌روند اما web بیشتر به سایت‌ها و محتوا اشاره دارد.

Common. Sometimes used interchangeably but web refers more specifically to websites and online content.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000