بازگشت

weep

/wiːp/
1verb (فعل)common
گریه کردناشک ریختن

اشک ریختن به دلیل غم یا احساسات شدید.

To shed tears due to sadness or strong emotion.

«او بعد از شنیدن خبر غم‌انگیز گریست.»

She wept after hearing the sad news.

«کودک آرام در گوشه ای به گریه افتاد.»

The child wept quietly in the corner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cryگریه کردن

رایج و روزمره. در بیشتر موارد به جای weep استفاده می‌شود اما cry بیشتر کاربرد دارد و کمتر رسمی است. مثلاً جمله «او هنگام فیلم گریه کرد» رایج است ولی «او هنگام فیلم گریه کرد» رسمی‌تر و ادبی‌تر است.

Common and everyday. Interchangeable with 'weep' in general contexts, but 'cry' is more common and less formal. 'She cried during the movie' is usual, while 'she wept during the movie' sounds more literary or emotional.

sobناله کردن

غیررسمی و بیانگر شدت. به گریه با صدای بلند و نفس‌های بریده اشاره دارد و همیشه جایگزین weep نیست.

Informal and expressive. Refers to crying with audible, convulsive breaths. Not always interchangeable with 'weep' as sobbing implies louder crying.

متضادها
2verb (فعل)formal
اشک ریختن (برای گیاه یا اجسام)آهسته جاری شدن

جاری شدن مایع به آرامی از یک جسم، مثل شیره یا رطوبت.

To let liquid flow down from an object slowly, like sap or moisture.

«پوست درخت پس از بریده شدن شیره ریخت.»

The tree bark wept sap after being cut.

«زخم ترشح کرد و نیاز به پانسمان داشت.»

The wound wept and needed dressing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dripچکیدن

رایج و روزمره. به قطره قطره شدن مایع اشاره دارد و در درباره اشیاء بیشتر استفاده می‌شود و از نظر بیان ساده‌تر از weep است.

Common and everyday. Refers to drops of liquid falling slowly, similar to but less poetic than 'weep' for objects. 'The faucet drips' fits better than 'weeps'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000