whoppers

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

whop·pers/ˈhwɒpərz/
whopto hit or strike-ersomething remarkable or large-splural marker
1noun (اسم)informalplural (جمع): whoppers

اسم — غول‌آسا

غول‌آسابزرگ‌های عظیمعجایب بزرگ

(جمع 'whopper') چیزی که بسیار بزرگ، قابل توجه یا چشمگیر است.

(Plural of 'whopper') Something uncommonly large or impressive.

«ماهیگیر امروز سه ماهی غول‌آسا گرفت.»

The fisherman caught three whoppers today.

«اینها چه همبرگرهای غول‌پیکری هستند!»

Those are some whoppers of burgers!

تفاوت با واژه‌های مشابه
giantsغول‌ها

روزمره. به چیزی با اندازه استثنایی بزرگ اشاره دارد، اغلب انسان‌گونه یا برای موجودات بزرگ واقعی استفاده می‌شود. هنگام تأکید بر اندازه بسیار بزرگ، قابل تعویض است. 'آنها در مسابقه ماهیگیری چند غول واقعی صید کردند' درست است، 'آنها چند غول‌آسا صید کردند' نیز برای ماهی درست است. 'غول‌های صنعت' یک عبارت رایج است.

Everyday. Refers to something of exceptionally large size, often personified or used for literal large beings. Interchangeable when emphasizing extreme size. 'They caught some real giants in the fishing competition' works, 'They caught some real whoppers' also works for fish. 'Giants of industry' is a common phrase.

mammothsماموت‌ها

روزمره. به چیزی فوق‌العاده بزرگ اشاره دارد، اغلب با مفاهیم قدیمی بودن یا دشواری در مدیریت، مانند حیوان منقرض شده. برای اشیاء بسیار بزرگ قابل تعویض است، اما برای چیزهای انتزاعی مانند دروغ کمتر رایج است. 'کار عظیم' درست است، 'کار غول‌آسا' نیز درست است، اما 'mammoth' بر مقیاس تأکید دارد.

Everyday. Refers to something extremely large, often with connotations of being old-fashioned or difficult to manage, like the extinct animal. Interchangeable for very large objects, but less common for abstract things like lies. 'Mammoth task' works, 'Whopper of a task' also works, but 'mammoth' emphasizes scale.

متضادها
2noun (اسم)informalplural (جمع): whoppers

اسم — دروغ‌های شاخدار

دروغ‌های شاخداردروغ‌های بزرگ

(جمع 'whopper') دروغ‌های آشکار و بزرگ.

(Plural of 'whopper') A blatant lie.

«باورش نکن، او همیشه دروغ‌های شاخدار می‌گوید.»

Don't believe him, he's always telling whoppers.

«آن داستان درباره ترفیعش یک دروغ تمام عیار بود.»

That story about his promotion was a total whopper.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fibsدروغ‌های کوچک

روزمره. به یک دروغ کوچک و بی‌اهمیت اشاره دارد که اغلب برای فرار از مشکلات جزئی گفته می‌شود. با 'whoppers' که به معنای دروغی مهم و آشکار است، قابل تعویض نیست. 'او در مورد تکالیفش یک دروغ کوچک گفت' درست است، 'او در مورد بردن بخت‌آزمایی یک دروغ شاخدار گفت' به دروغی بسیار بزرگ‌تر اشاره دارد.

Everyday. Refers to a small, inconsequential lie, often told to avoid minor trouble. Not interchangeable with 'whoppers' which implies a significant, obvious lie. 'He told a fib about his homework' works, 'He told a whopper about winning the lottery' implies a much bigger untruth.

falsehoodsاکاذیب

رسمی. یک اصطلاح کلی برای چیزی که نادرست است، اغلب در بافت‌های جدی‌تر یا رسمی‌تر از 'lie' یا 'whopper' استفاده می‌شود. برای یک حقیقت بزرگ می‌تواند قابل تعویض باشد، اما فاقد تأکید غیررسمی بر مقیاس است که 'whopper' دارد. 'روزنامه چندین اکاذیب منتشر کرد' درست است، 'روزنامه چندین دروغ شاخدار منتشر کرد' نیز درست است اما غیررسمی‌تر است و به درجه‌ای تکان‌دهنده از نادرستی اشاره دارد.

Formal. A general term for something that is untrue, often used in more serious or formal contexts than 'lie' or 'whopper'. It can be interchangeable for a significant untruth, but lacks the informal emphasis on scale that 'whopper' has. 'The newspaper published several falsehoods' works, 'The newspaper published several whoppers' also works but is more informal and implies a shocking degree of untruth.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000