بازگشت
noun (اسم)common
شرارتبدیفساد
کیفیت یا حالتی که نشاندهنده شرارت و بدی اخلاقی است.
The quality or state of being morally wrong or evil.
«او به خاطر شرارتش مجازات شد.»
“He was punished for his wickedness.”
«داستان پیامدهای شرارت انسان را نشان میدهد.»
“The story shows the consequences of human wickedness.”
تفاوت با واژههای مشابه
evil— شرارت
متداول. در اغلب مواقع به جای wickedness استفاده میشود ولی evil میتواند معنای قویتر یا انتزاعیتری داشته باشد.
Common. Interchangeable when referring to moral badness in general contexts, but 'evil' can be stronger or more abstract.