بازگشت

widow

wid·ow/ˈwɪd.oʊ/
1noun (اسم)common
plural (جمع): widows
بیوهزن بیوه

زنی که همسرش فوت کرده و دوباره ازدواج نکرده است.

A woman whose spouse has died and who has not remarried.

«بعد از مرگ او، او بیوه شد.»

After his death, she became a widow.

«زنی بیوه حمایت جامعه را دریافت کرد.»

The widow received support from the community.

تفاوت با واژه‌های مشابه
survivorبازمانده

رسمی. در متون حقوقی یا رسمی که به همسر بازمانده اشاره دارد قابل جایگزینی است، اما widow فقط زن است و survivor بی‌جنسیت است.

Formal. Interchangeable in legal or formal contexts when referring to the spouse who outlives the other, but 'widow' specifically means a woman, while 'survivor' is gender-neutral.

متضادها
2verb (فعل)formal
past (گذشته): widowedpast participle (مفعولی): widowed-ing (حال): widowing3rd (سوم): widows
بیوه کردنزنی را بیوه کردن

همسر کسی را با مرگ خود بیوه کردن.

To leave someone a widow by causing their spouse's death.

«او در سن کم بیوه شد.»

He was widowed at a young age.

«جنگ بسیاری زنان را بیوه کرد.»

The war widowed many women.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bereaveفقدان دادن

رسمی/ادبی. در معنای ایجاد فقدان ناشی از مرگ قابل جایگزینی است اما کلی‌تر است و فقط همسر را شامل نمی‌شود.

Formal/literary. Interchangeable in the sense of causing loss by death but more general, not limited to spouses.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000