wigged

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/wɪɡd/
adjective (صفت)common

صفت — با کلاه‌گیس

با کلاه‌گیس

کسی که کلاه‌گیس به سر دارد.

Wearing a wig; having a wig on.

«بازیگر برای نقش کلاه‌گیس گذاشت.»

The actor was wigged for the role.

«او در نمایش کلاه‌گیس به سر داشت.»

He appeared wigged in the play.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000