windblown

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

wind·blown/ˈwɪndˌbloʊn/
windair in motionblownpast participle of blow
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more windblownsuperlative (عالی): most windblown

صفت — بادزده

بادزدهبادپذیر

حمل شده یا توسط باد شکل گرفته است.

Carried or shaped by the wind.

«برگ‌های بادزده زمین را پوشانده بودند.»

The windblown leaves covered the ground.

«بعد از پیاده‌روی موهایش بادزده شده بود.»

She had windblown hair after the hike.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000