windchill

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

wind·chill/ˈwɪndˌtʃɪl/
windmoving airchilla feeling of coldness
noun (اسم)common

اسم — سرمای باد

سرمای باداثر باد-سرما

کاهش دمای هوای درک شده توسط بدن روی پوست در معرض دید به دلیل جریان هوا، به ویژه باد.

The perceived decrease in air temperature felt by the body on exposed skin due to the flow of air, especially wind.

«دما صفر درجه سانتی‌گراد بود، اما با سرمای باد، ۱۰- درجه احساس می‌شد.»

The temperature was 0 degrees Celsius, but with the windchill, it felt like -10.

«هواشناس درباره مقادیر خطرناک سرمای باد هشدار داد.»

The meteorologist warned about the dangerous windchill values.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000