بازگشت

win

/wɪn/
winto achieve victory or success
1verb (فعل)common
past (گذشته): wonpast participle (مفعولی): won-ing (حال): winning3rd (سوم): wins
بردنپيروز شدن

بردن یا پیروز شدن در یک مسابقه یا رقابت.

To achieve victory in a contest or competition.

«او پس از ماه‌ها تمرین ماراتن را برد.»

He won the marathon after months of training.

«آنان سال گذشته قهرمانی را بردند.»

They won the championship last year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
triumphپیروزی

رسمی. بیشتر در زمینه‌های رسمی یا ادبی درباره پیروزی‌های بزرگ استفاده می‌شود، مثلاً 'triumph over adversity' مناسب است اما برای بازی‌های روزمره نه.

Formal. Can replace 'win' mainly in formal or literary contexts about large or meaningful victories, e.g. 'triumph over adversity' works, but not for casual games.

beatشکست دادن

روزمره/غیررسمی. فقط وقتی منظور شکست دادن حریف است جایگزین win می‌شود، مثلاً 'beat the champion' درست است اما 'win a prize' نه.

Common/informal. Interchangeable with 'win' only when focusing on defeating an opponent, e.g. 'beat the champion', but 'win a prize' doesn’t work.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): wonpast participle (مفعولی): won-ing (حال): winning3rd (سوم): wins
کسب کردنبرنده شدن

دریافت چیزی که می‌خواهیم، مثل جایزه یا پاداش.

To obtain something desired or sought after, such as a prize or reward.

«او یک بورس تحصیلی برای تحصیل در خارج برد.»

She won a scholarship to study abroad.

«او در مسابقه سه جایزه برد.»

He won three prizes at the competition.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gainکسب کردن

رسمی/غیررسمی. زمانی که منظور کسب کردن چیزی است قابل جایگزینی است، مثلاً 'gain a prize' درست است اما 'win a game' نه.

Formal/informal. Can replace 'win' when focusing on acquiring something, e.g. 'gain a prize' works, but 'win a game' does not.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): wins
پیروزیبرد

عمل یا دوره‌ای که در آن پیروزی یا موفقیتی کسب شده است.

An act, instance, or period of winning a contest or achievement.

«این نخستین برد آن‌ها در این فصل بود.»

It was their first win of the season.

«پیروزی تیم هواداران را هیجان‌زده کرد.»

The team's win excited the fans.

تفاوت با واژه‌های مشابه
victoryپیروزی

رسمی. معمولا برای موفقیت‌های مهم یا رسمی جایگزین win می‌شود، مثلاً 'a victory in battle' و در بازی‌های ساده کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Can replace 'win' when referring to a significant or formal success, e.g. 'a victory in battle', but less common in casual games.

triumphپیروزی بزرگ

رسمی/ادبی. بر موفقیت بزرگ یا قابل توجه تاکید دارد؛ برای موارد روزمره کمتر کاربرد دارد.

Formal/literary. Emphasizes a great or noteworthy success; less common for everyday outcomes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000