wipe off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/waɪp ɔf/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پاک کردن

پاک کردنتمیز کردن

با مالش یا تمیز کردن، چیزی را پاک کردن یا جدا کردن.

To remove something by rubbing or cleaning a surface.

«گرد و خاک میز را پاک کن.»

Wipe off the dust from the table.

«او آبمیوه ریخته شده را پاک کرد.»

She wiped off the spilled juice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cleanتمیز کردن

مرسوم. وقتی تمرکز بر تمیز کردن سطح است قابل جایگزینی.

Common. Can replace 'wipe off' when the focus is on cleaning a surface.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000