بازگشت

wire

/ˈwaɪər/
1noun (اسم)common
plural (جمع): wires
سیمتار فلزی

فلزی که به صورت نخ یا میله‌ای نازک و انعطاف‌پذیر کشیده شده است.

Metal drawn out into a thin flexible thread or rod.

«فنس از سیم خاردار ساخته شده بود.»

The fence was made of barbed wire.

«یک برقکار سیم‌ها را وصل کرد.»

An electrician connected the wires.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cableکابل

رایج. به سیم ضخیم و محکم یا بسته‌ای از سیم‌ها، اغلب عایق‌بندی شده، اشاره دارد. در مورد رساناهای الکتریکی قابل جایگزینی است اما wire می‌تواند بسیار نازکتر باشد.

Common. Refers to a thick, strong wire or a bundle of wires, often insulated. Interchangeable when referring to electrical conductors but 'wire' can be much thinner.

filamentفیلامنت

فنی/علمی. نخ یا رشته‌ای بسیار ظریف، اغلب فلزی، که در لامپ‌ها یا ابزارهای علمی استفاده می‌شود. برای سیم‌کشی برق عمومی قابل جایگزینی نیست.

Technical/Scientific. A very fine thread or fiber, often of metal, used in light bulbs or scientific instruments. Not interchangeable for general electrical wiring.

2verb (فعل)common
past (گذشته): wiredpast participle (مفعولی): wired-ing (حال): wiring3rd (سوم): wires
سیم‌کشی کردنسیم‌بندی کردن

چیزی را با سیم وصل کردن؛ یک سیستم سیم‌کشی برق را نصب کردن.

To connect (something) with wires; to install an electrical wiring system.

«ما باید خانه جدید را برای برق سیم‌کشی کنیم.»

We need to wire the new house for electricity.

«او بلندگوها را به آمپلی‌فایر سیم‌کشی کرد.»

He wired the speakers to the amplifier.

تفاوت با واژه‌های مشابه
connectوصل کردن

رایج. یک اصطلاح کلی برای اتصال دو یا چند چیز. در صورتی که اتصال با سیم انجام شود قابل جایگزینی است، اما wire به طور خاص به استفاده از سیم‌های فیزیکی اشاره دارد.

Common. A general term for joining two or more things. Interchangeable when the connection is made with wires, but 'wire' specifically implies using physical wires.

cableکابل‌کشی کردن

رایج. به نصب کابل‌ها اشاره دارد، که اغلب ضخیم‌تر از سیم‌ها یا برای اهداف خاص مانند اینترنت هستند. برای اتصالات شبکه یا برق سنگین قابل جایگزینی است.

Common. Refers to installing cables, often thicker than wires or for specific purposes like internet. Interchangeable for network or heavy-duty electrical connections.

متضادها
3noun (اسم)datedplural (جمع): wires
تلگرافپیام تلگرافی

یک تلگرام یا پیامی که با تلگراف فرستاده شده است.

A telegram or a message sent by telegraph.

«او تلگرافی با خبر فوری دریافت کرد.»

He received a wire with urgent news.

«برای تأیید رزرو یک تلگراف بفرست.»

Send a wire to confirm the booking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
telegramتلگرام

منسوخ. معادل مستقیم، اما هم wire در این مفهوم و هم تلگرام در ارتباطات مدرن عمدتاً منسوخ شده‌اند و توسط ایمیل و برنامه‌های پیام‌رسان جایگزین شده‌اند.

Dated. The direct equivalent, but both 'wire' in this sense and 'telegram' are largely obsolete in modern communication, replaced by email and messaging apps.

messageپیام

رایج. یک اصطلاح کلی برای هرگونه ارتباط. به عنوان نوعی پیام قابل جایگزینی است، اما message بسیار گسترده‌تر است و به فناوری قدیمی خاصی اشاره ندارد.

Common. A general term for any communication. Interchangeable as 'wire' is a type of message, but 'message' is much broader and does not imply a specific outdated technology.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000