with bones

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/wɪð boʊnz/
phrase (عبارت)common

عبارت — با استخوان

با استخوان

دارای استخوان؛ بدون استخوان نیست.

Containing bones; not boneless.

«مرغ با استخوان را ترجیح می‌دهم.»

I prefer chicken with bones.

«ماهی با استخوان نیاز به خوردن با احتیاط دارد.»

Fish with bones needs careful eating.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000