witching

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

witch·ing/ˈwɪtʃɪŋ/
witcha person believed to have magical powers-ingpresent participle or gerund
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more witchingsuperlative (عالی): most witching

صفت — جادویی

جادوییجادوگری

مربوط به یا ویژگی‌های جادوگران یا جادوگری.

Relating to or characteristic of witches or witchcraft.

«ساعت جادوگری اعتقاد بر این است که نیمه‌شب است.»

Witching hour is believed to be at midnight.

«ماه جادوگری فضایی خوفناک به وجود آورد.»

The witching moon created an eerie atmosphere.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000