بازگشت

worked

/wɜːrkt/
verb (فعل)common
past (گذشته): workedpast participle (مفعولی): worked-ing (حال): working3rd (سوم): works
کار کردکار شده

زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'work'، به معنای انجام وظیفه یا کار.

The past tense and past participle of 'work', meaning to perform duties or labor.

«او سخت کار کرد تا پروژه را تمام کند.»

He worked hard to finish the project.

«دستگاه کاملاً درست کار کرد.»

The machine worked perfectly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
laboredزحمت کشید

رسمی/ادبی. اغلب به تلاش فیزیکی یا ذهنی طاقت‌فرسا، یا کار در شرایط دشوار اشاره دارد. 'او تمام روز در مزارع زحمت کشید' درست است، اما 'من دیروز در اداره زحمت کشیدم' کمتر رایج است.

Formal/literary. Often implies strenuous physical or mental effort, or working under difficult conditions. 'He labored in the fields all day' works, but 'I labored at the office yesterday' is less common than 'I worked at the office'.

toiledسخت کار کرد

ادبی/منسوخ. تأکید بسیار قوی بر کار دشوار و خسته‌کننده، معمولاً در مدت طولانی. 'آنها ساعت‌ها سخت کار کردند تا پروژه را تمام کنند' درست است، اما 'من دیشب روی مشق‌هایم سخت کار کردم' برای استفاده روزمره بیش از حد قوی است.

Literary/archaic. Very strong emphasis on difficult, tiring work, usually over a long period. 'They toiled for hours to finish the project' works, but 'I toiled on my homework last night' is too strong for everyday use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000