wristbone

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

wrist·bone/ˈrɪstboʊn/
wristpart of arm near handbonehard tissue forming the skeleton
noun (اسم)commonplural (جمع): wristbones

اسم — استخوان مچ دست

استخوان مچ دست

هر یک از استخوان‌های کوچک که دست را به ساعد متصل می‌کنند.

Any of the small bones connecting the hand to the forearm.

«او در سقوط یکی از استخوان‌های مچ دستش را شکست.»

She fractured a wristbone in the fall.

«استخوان‌های مچ به حرکت انعطاف‌پذیر دست کمک می‌کنند.»

The wristbones help the hand move flexibly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000