بازگشت

yellow

yel·low/ˈjɛloʊ/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): yellowersuperlative (عالی): yellowest
زرد

دارای رنگ لیموی رسیده یا طلا.

Having the color of ripe lemons or gold.

«خورشید یک توپ بزرگ زرد است.»

The sun is a big yellow ball.

«او دیوار را زرد رنگ کرد.»

She painted the wall yellow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
goldenطلایی

روزمره/ادبی. می‌تواند برای رنگ زرد غنی و گرم به کار رود، اغلب با درخشش فلزی یا مرتبط با خود طلا. 'موی طلایی' یا 'نور طلایی'. اگر به هر سایه‌ای از زرد اشاره داشته باشد قابل تعویض نیست، بلکه فقط برای زردهای خاص و معمولاً جذاب است.

Everyday/Literary. Can be used for a rich, warm yellow color, often with a metallic sheen or associated with gold itself. 'Golden hair' or 'golden light'. Not interchangeable if referring to any shade of yellow, but only specific, usually attractive, yellows.

2noun (اسم)common
رنگ زرد

رنگ زرد.

The color yellow.

«زرد یک رنگ شاد است.»

Yellow is a cheerful color.

«نقاش در نقاشی خود از رنگ زرد زیادی استفاده کرد.»

The artist used a lot of yellow in his painting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
goldطلا

به رنگ فلز گرانبها اشاره دارد که سایه خاصی از زرد است. اغلب هنگام توصیف چیزی ارزشمند یا لوکس استفاده می‌شود. 'او طلا را به زرد ترجیح می‌داد.' مترادف مستقیم برای همه سایه‌های زرد نیست.

Refers to the color of the precious metal, which is a specific shade of yellow. Often used when describing something valuable or luxurious. 'She preferred gold to yellow.' Not a direct synonym for all shades of yellow.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000