aberrate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ab·er·rate/ˈæbəreɪt/
ab-away fromerrateto wander or mistake
verb (فعل)formalpast (گذشته): aberratedpast participle (مفعولی): aberrated-ing (حال): aberrating3rd (سوم): aberrates

فعل — منحرف شدن

منحرف شدنانحراف داشتن

از مسیر طبیعی یا پذیرفته شده منحرف شدن یا دور شدن.

To deviate or stray from the normal or accepted path.

«نظراتشان از جریان اصلی منحرف شد.»

Their opinions aberrated from the mainstream.

«مسیر بالاتر از درختان منحرف شد.»

The path aberrated beyond the trees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deviateمنحرف شدن

رسمی. معمولاً برای نشان دادن دور شدن از استاندارد یا هنجار به کار می‌رود.

Formal. Often used to indicate moving away from a standard or norm.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000