بازگشت

abroad

a·broad/əˈbrɔːd/
1adverb (قید)common
خارج از کشوربیرون از کشور

در یا به یک کشور یا کشورهای خارجی؛ بیرون از کشور خود.

In or to a foreign country or countries.

«او دو سال در خارج از کشور تحصیل کرد.»

She studied abroad for two years.

«او در خارج از کشور زندگی می‌کند ولی اغلب ملاقات می‌کند.»

He lives abroad but visits often.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overseasخارجی، فرامرزی

رایج. تقریباً معادل abroad است وقتی درباره کشورهای خارجی به‌ویژه آنهایی که از میان دریا هستند، صحبت می‌شود. مثلاً study overseas و study abroad هر دو بسیار مشابه‌اند. overseas معمولاً عبور از دریای بزرگ را نشان می‌دهد.

Common. Almost interchangeable with 'abroad' when referring to foreign countries, especially those across the sea. For example, 'study overseas' and 'study abroad' are very similar. 'Overseas' often suggests crossing a large body of water.

متضادها
2adjective (صفت)common
خارجیمربوط به خارج

مربوط به یا واقع در کشوری خارجی.

Relating to or located in a foreign country.

«او ارتباطات زیادی در خارج دارد.»

She has many abroad contacts.

«بازار خارجی به سرعت در حال رشد است.»

The abroad market is growing fast.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foreignخارجی

رایج و رسمی. معمولاً به عنوان صفت با abroad قابل تعویض است، به‌ویژه در زمینه‌های رسمی مانند foreign affairs. abroad به‌عنوان صفت کمتر رایج است ولی قابل فهم است.

Common and formal. Often interchangeable with 'abroad' as adjective, especially in bureaucratic or official contexts like 'foreign affairs'. 'Abroad' is less commonly used as an adjective but understandable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000