بازگشت

admitting

ad·mit·ting/ədˈmɪtɪŋ/
ad-towardsmitsend-ingpresent participle
verb (فعل)common
past (گذشته): admittedpast participle (مفعولی): admitted-ing (حال): admitting3rd (سوم): admits
پذیرفتناجازه ورود دادن

اجازه دادن به کسی برای ورود به مکان یا مؤسسه‌ای.

Allowing someone to enter a place or institution.

«آنها در این ترم دانشجویان جدید می‌پذیرند.»

They are admitting new students this semester.

«به دلیل ازدحام، بیمارستان پذیرش بیمار متوقف کرد.»

The hospital stopped admitting patients due to overcrowding.

تفاوت با واژه‌های مشابه
acceptقبول کردن

رایج. مشابه است ولی گسترده‌تر؛ قبول کردن می‌تواند به معنی رضایت دادن یا دریافت هم باشد.

Common. Similar but broader; 'accept' can also mean agree to or receive, not just allow entry.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000