بازگشت

affirm

af·firm/əˈfɜːrm/
verb (فعل)formal
past (گذشته): affirmedpast participle (مفعولی): affirmed-ing (حال): affirming3rd (سوم): affirms
تأیید کردناثبات کردن

با اطمینان و قاطعیت چیزی را بیان یا تأیید کردن.

To state or assert something positively and confidently.

«او تعهد خود به هدف را تأیید کرد.»

She affirmed her commitment to the cause.

«دادگاه تصمیم دادگاه پایین‌تر را تأیید کرد.»

The court affirmed the lower court’s decision.

تفاوت با واژه‌های مشابه
confirmتأیید کردن

رایج. نزدیک است ولی affirm قوی‌تر و رسمی‌تر در تأکید بر صحت است.

Common. Similar but 'affirm' is more formal and stronger in asserting truth.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000