بازگشت

confirm

con·firm/kənˈfɜːrm/
con-with, thoroughlyfirmstrong, solid
verb (فعل)common
تأیید کردناثبات کردن

اثبات کردن یا نشان دادن اینکه چیزی قطعاً درست یا صحیح است، معمولاً با ارائه مدارک یا شواهد بیشتر.

To state or show that something is definitely true or correct, often by providing evidence or additional proof.

«باید قبل از رسیدن رزرو شما را تأیید کنیم.»

We need to confirm your reservation before arrival.

«آزمایش‌ها تشخیص را تأیید کردند.»

The tests confirmed the diagnosis.

تفاوت با واژه‌های مشابه
verifyبررسی کردن

رسمی. زمانی که تأکید بر بررسی صحت اطلاعات باشد جایگزین confirm می‌شود، مثلاً verify information. برای اطمینان شخصی کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Interchangeable when emphasizing checking facts or accuracy, e.g. 'verify information'. Less used for personal assurances.

validateاعتبارسنجی کردن

رسمی. عمدتاً در زمینه‌های فنی یا رسمی به معنی تأیید قانونی بودن یا درستی است.

Formal. Used mainly in technical or official contexts to mean confirming legitimacy or correctness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000