against the collar

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

a·gainst the col·lar/əˈɡɛnst ðə ˈkɑlɚ/
phrase (عبارت)dated

عبارت — در تنگنا

در تنگنادر وضعیت سخت

در وضعیتی بسیار دشوار و پرفشار که راه چاره کمی باقی مانده است.

in a difficult or desperate situation, especially under severe pressure

«با افزایش بدهی‌ها، او در تنگنا افتاده بود.»

With debts rising, he was against the collar.

«تیم در آن شرایط سخت خوب بازی کرد.»

The team played well against the collar.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000