again

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

a·gain/əˈɡɛn/
1adverb (قید)commontype (نوع): frequencyadjective (صفت): nullposition (جایگاه): end

قید — دوباره

دوبارهمجدداً

یک بار دیگر؛ مجدداً.

Another time; once more.

«لطفاً دوباره آن را بگویید.»

Please say that again.

«او فردا دوباره تلاش خواهد کرد.»

He will try again tomorrow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
anewاز نو. ادبی/رسمی. 'از نو' به معنای شروع مجدد با دیدگاهی تازه یا به روشی جدید است، نه فقط تکرار. 'از نو شروع کردن' به معنای شروع کامل است، در حالی که 'دوباره شروع کردن' ممکن است فقط تکرار یک تلاش قبلی باشد.
متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): placeadjective (صفت): nullposition (جایگاه): end

قید — بازگشت

بازگشتبه حالت اول

بازگشت به مکان، موقعیت یا حالت اولیه.

Back to the original place, position, or condition.

«کتاب را دوباره سر جایش بگذار.»

Put the book back again.

«آمریکا را دوباره بزرگ کنیم.»

Make America great again.

تفاوت با واژه‌های مشابه
backبازگشت. رایج. 'بازگشت' اغلب به بازگشت به یک مکان یا حالت فیزیکی اشاره دارد. 'دوباره' بیشتر بر تکرار یا بازگرداندن یک حالت تمرکز دارد. 'آن را بازگردان' در مقابل 'آن را دوباره تمیز کن'. آنها می‌توانند هنگام بازگرداندن چیزی همپوشانی داشته باشند.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000