بازگشت

airy

ai·ry/ˈɛəri/
airthe invisible gaseous substance surrounding the earth-ycharacterized by or full of
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): airiersuperlative (عالی): airiest
هواییپر هوادارای تهویه

دارای هوای تازه و نور فراوان؛ جادار و خوب تهویه‌شده.

Having a lot of fresh air and light; spacious and well ventilated.

«اتاق نشیمن روشن و پر از هوای تازه با پنجره‌های بزرگ است.»

The living room is bright and airy with large windows.

«او لباس‌های سبک و خنک برای روزهای گرم تابستان ترجیح می‌دهد.»

She prefers airy clothes for hot summer days.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spaciousجوادار

رایج. به معنی جاداری است، اما بیشتر به اندازه فضا اشاره دارد تا جریان هوا؛ همیشه قابل جایگزینی نیست، مثلاً اتاق می‌تواند جادار باشد ولی نه چندان تهویه شده.

Common. Similar meaning but emphasizes size more than airflow; not always interchangeable, e.g., a room can be spacious but not airy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000