بازگشت

almost

al·most/ˈɔːlmoʊst/
adverb (قید)common
type (نوع): degreeposition (جایگاه): middle
تقریباًنزدیک بود

تقریباً، نزدیک به تمام شدن یا اتفاق افتادن چیزی.

Very nearly; all but.

«تقریباً آماده رفتن هستم.»

I'm almost ready to go.

«او نزدیک بود قطار را از دست بدهد.»

He almost missed the train.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nearlyتقریباً/نزدیک/کم‌وبیش. واژه nearly یک واژه روزمره است و تا حد زیادی با 'almost' قابل تعویض است. 'Nearly' گاهی اوقات به حاشیه کوچکتر یا نزدیکی دقیق‌تری به هدف اشاره دارد. به عنوان مثال: 'نزدیک بود بیفتم' (I almost fell) و 'تقریباً افتادم' (I nearly fell) بسیار شبیه هستند، اما 'نزدیک به پایان' (nearly finished) ممکن است به تکمیل نزدیک‌تر باشد تا 'تقریباً تمام شده' (almost finished).
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000