ancestrally

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

an·ces·tral·ly/ænˈsɛstrəli/
ancestralrelating to ancestors-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): ancestralposition (جایگاه): end

قید — از لحاظ اجدادی

از لحاظ اجدادیبصورت نسبتی

بطور مرتبط به اجداد یا منشاءها.

In a manner relating to ancestors or origins.

«این گونه از لحاظ اجدادی به خزندگان مربوط است.»

The species is ancestrally linked to reptiles.

«ویژگی‌ها می‌توانند از طریق اجداد منتقل شوند.»

Traits can be passed ancestrally.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000