بازگشت

ash

/æʃ/
1noun (اسم)common
خاکستررماد

باقی‌مانده پودری که پس از سوختن یک ماده باقی می‌ماند.

The powdery residue left after the burning of a substance.

«خاکستر سیگار روی فرش ریخت.»

Cigarette ash fell onto the carpet.

«خاکستر آتشفشانی تمام شهر را پوشاند.»

The volcanic ash covered the entire town.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cinderخاکه زغال

روزمره. 'cinder' به قطعه کوچکی از زغال یا چوب نیمه‌سوخته اشاره دارد که شعله‌هایش خاموش شده اما هنوز مقداری گرما دارد. در حالی که مانند خاکستر محصول سوختن است، cinders بزرگتر هستند و ساختار خود را حفظ می‌کنند، برخلاف خاکستر پودری. برای پودر ریز قابل جایگزینی نیست. مثال: 'آتش فقط خاکه زغال و خاکستر باقی گذاشت' درست است، اما 'خاکه زغال سیگار' اشتباه است.

Everyday. 'Cinder' refers to a small piece of partly burned coal or wood that has stopped giving off flames but still retains some heat. While related to ash as a product of burning, cinders are larger and retain structure, unlike powdery ash. Not interchangeable for fine powder. Example: 'The fire left only cinders and ash' works, but 'cigarette cinder' is incorrect.

residueپس‌مانده

روزمره. «پس‌مانده» یک اصطلاح کلی‌تر برای چیزی است که پس از یک فرآیند یا حذف باقی می‌ماند. خاکستر نوع خاصی از پس‌مانده حاصل از سوختن است. اگر زمینه باقی‌مانده‌های کلی باشد، قابل جایگزینی است، اما «خاکستر» برای احتراق دقیق‌تر است. مثال: «یک پس‌مانده چسبناک روی پیشخوان بود» درست است، و «پس‌مانده آتش جمع شد» می‌تواند به خاکستر اشاره کند.

Everyday. 'Residue' is a broader term for what remains after a process or removal. Ash is a specific type of residue from burning. Interchangeable if the context is general remains, but 'ash' is more precise for combustion. Example: 'There was a sticky residue on the counter' works, and 'The residue of the fire was swept away' could refer to ash.

2noun (اسم)common
plural (جمع): ashes
زبان‌گنجشکون

درختی از سرده زبان‌گنجشک (فراکسینوس)، که معمولاً دارای برگ‌های مرکب و چوب سخت و مقاوم است.

A tree of the genus Fraxinus, typically having compound leaves and hard, tough wood.

«چوب بیسبال از چوب زبان‌گنجشک ساخته شده بود.»

The baseball bat was made of ash wood.

«درختان زبان‌گنجشک در این جنگل رایج هستند.»

Ash trees are common in this forest.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000