attributive

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

at·trib·u·tive/əˈtrɪbjutɪv/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more attributivesuperlative (عالی): most attributive

صفت — توصیفی

توصیفیصبغی

صفات یا واژه‌ای که برای توصیف اسم به کار می‌رود (دستور زبان)

Describing a noun by attributing a quality to it (grammar)

«'قرمز' در 'ماشین قرمز' یک صفت صبغی است.»

'Red' in 'red car' is an attributive adjective.

«اسم‌های توصیفی قبل از اسامی که توصیف می‌کنند می‌آیند.»

Attributive nouns come before the nouns they describe.

تفاوت با واژه‌های مشابه
descriptiveتوصیفی

رایج در زمینه دستور زبان. معنای مشابه در مورد عملکرد کلمات دارد.

Common in grammar contexts. Similar meaning when referring to word functions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000