bacchanalian

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bac·cha·na·li·an/ˌbækəˈneɪliən/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more bacchanaliansuperlative (عالی): most bacchanalian

صفت — مستانه

مستانهعیاشانهمیگساری

مشخصه بزم‌های مستانه؛ سرشار از عیش و نوش بی‌بندوبار و میگساری.

Characterized by drunken revelry; riotously drunken.

«مهمانی به سرعت به صحنه‌ای مستانه تبدیل شد.»

The party quickly turned into a bacchanalian scene.

«او به خاطر بزم‌های مستانه‌اش معروف بود.»

He was known for his bacchanalian feasts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
orgiasticبزم‌آلود

رسمی/ادبی. علاوه بر جشن‌های وحشیانه، اغلب مفهوم افراط جنسی را نیز به همراه دارد. می‌تواند به عنوان مترادف برای مهمانی‌های بسیار وحشی و کنترل‌نشده استفاده شود.

Formal/literary. Often carries connotations of sexual excess in addition to wild partying. Can be a synonym when referring to very wild, uncontrolled parties. 'An orgiastic celebration' works, 'an orgiastic individual' doesn't.

debauchedفاسد

رسمی/ادبی. شخص یا سبک زندگی را توصیف می‌کند که با افراط در لذت‌های جسمانی تباه شده است. بیشتر به شخص یا سبک زندگی اشاره دارد تا خود رویداد.

Formal/literary. Describes a person or lifestyle corrupted by excessive indulgence in sensual pleasures. Applies more to the person or lifestyle rather than the event itself. 'A debauched lifestyle' vs. 'a bacchanalian feast.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000