بازگشت

backward

back·ward/ˈbækwərd/
backthe rear or opposite side-warddirection toward
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more backwardsuperlative (عالی): most backward
عقبپشت‌سرا

قرار گرفته در پشت یا به سمت عقب متمایل

Located behind or directed to the back.

«او یک قدم به عقب برداشت.»

He took a backward step.

«منطقه عقب‌مانده نیاز به توسعه دارد.»

The backward region needs development.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rearعقب

رایج. معنی مشابه مربوط به موقعیت عقب.

Common. Similar meaning referring to back position.

متضادها
2adverb (قید)common
به عقبعقب‌گرد

به سمت عقب یا پشت؛ به جهت معکوس

Toward the back or rear; in reverse direction.

«او به سرعت به عقب نگاه کرد.»

She looked backward quickly.

«ماشین به سمت پایین تپه عقب عقب حرکت کرد.»

The car rolled backward down the hill.

تفاوت با واژه‌های مشابه
backبه عقب

رایج. معنی مشابه و اغلب قابل جایگزینی.

Common. Similar in meaning, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000