بازگشت

baloney

ba·lo·ney/bəˈloʊ.ni/
1noun (اسم)common
سوسیس بولونیسوسیس فرآوری‌شده

نوعی سوسیس ارزان و فرآوری‌شده که از گوشت چرخ‌کرده تهیه می‌شود.

A type of cheap, processed, cooked sausage made from minced meat.

«او برای ناهار یک ساندویچ سوسیس بولونی بست.»

He packed a sandwich with baloney for lunch.

«سوسیس بولونی در بسیاری از ساندویچ‌های آمریکایی محبوب است.»

Baloney is popular in many American deli sandwiches.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bolognaسوسیس بولونی

روزمره. شکل املایی دیگر برای سوسیس بولونی؛ در بافت غذایی قابل جایگزینی است.

Everyday. Alternative form spelling of 'baloney' for the sausage; used interchangeably in food contexts.

2noun (اسم)informal
چرندمزخرف

چیز بی‌معنی و بی‌ارزش؛ حرف پوچ و نادرست.

Nonsense; something not true or silly talk.

«به داستان او گوش نده؛ همه‌اش چرنده.»

Don't listen to his story; it's all baloney.

«اون بهانه فقط یک مشت مزخرفه.»

That excuse is just a bunch of baloney.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nonsenseچرند

روزمره. معمولاً در بیشتر بافت‌ها برای معنی مزخرف قابل جایگزینی است؛ در زبان رسمی و غیررسمی کاربرد دارد.

Everyday. Fully interchangeable in most contexts to mean 'baloney' as nonsense; common in both formal and informal speech.

rubbishمزخرف

غیررسمی. عمدتاً در انگلیسی بریتانیایی برای معنی مزخرف به جای baloney استفاده می‌شود؛ در انگلیسی آمریکایی کمتر رایج است.

Informal. Interchangeable mainly in British English to indicate nonsense; less common in American English.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000