band together

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

band to·geth·er/bænd təˈɡɛðɚ/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — متحد شدن

متحد شدندست‌به‌دست هم دادن

یعنی چند نفر برای رسیدن به هدفی یا روبه‌رو شدن با مشکلی با هم متحد شوند.

To unite with others in order to achieve something or face a problem.

«همسایه‌ها پس از طوفان با هم متحد شدند.»

Neighbors banded together after the storm.

«کارگران برای دستمزد بهتر متحد شدند.»

The workers banded together for better pay.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000