bang out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈbæŋ aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — سریع آماده کردن

سریع آماده کردنسرهم‌بندی کردن

یعنی چیزی را سریع و گاهی بی‌دقت تولید یا آماده کردن.

To produce something quickly, often with little care.

«او سریع یک ایمیل کوتاه نوشت.»

He banged out a short email.

«گروه سه آهنگ را سریع اجرا کرد.»

The band banged out three songs.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — با ضربه بیرون انداختن

با ضربه بیرون انداختن

یعنی چیزی را با ضربهٔ محکم از جایش بیرون انداختن.

To knock something out by hitting it hard.

«باد یک شیشه را با ضربه از جا درآورد.»

The wind banged out a windowpane.

«او پنلِ شل را با ضربه بیرون انداخت.»

He banged out the loose panel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000