بازگشت

bankruptcy

bank·rupt·cy/ˈbæŋkrʌptsi/
bankruptunable to pay debts-cystate or condition
noun (اسم)formal
ورشکستگیاتهام مالیاعسار

وضعیت قانونی که فرد یا شرکت قادر به پرداخت بدهی‌های خود نیست.

The legal state of being unable to pay debts owed.

«شرکت سال گذشته درخواست ورشکستگی داد.»

The company filed for bankruptcy last year.

«بسیاری از کسب‌وکارها در دوران رکود ورشکست شدند.»

Many businesses faced bankruptcy during the recession.

تفاوت با واژه‌های مشابه
insolvencyناتوانی در پرداخت

رسمی. واژه حقوقی مشابه که در مباحث مالی به جای ورشکستگی به‌کار می‌رود.

Formal. Similar legal term often used interchangeably with bankruptcy in financial contexts.

failureشکست

روزمره. بیشتر به عدم موفقیت کلی اشاره دارد؛ وقتی بر شکست مالی تاکید است تا حدی قابل جایگزینی است ولی دقیق نیست.

Common. Refers more broadly to lack of success; can replace bankruptcy when emphasizing financial failure but less precise legally.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000