بازگشت

insolvency

in·sol·ven·cy/ɪnˈsɒlvənsi/
in-not / negationsolveto find a solution-encynoun suffix indicating condition or quality
noun (اسم)formal
ورشکستگیناتوانی مالی

وضعیتی که در آن فرد یا شرکت قادر به پرداخت بدهی‌های مالی خود نیست.

The state of being unable to pay debts owed; financial failure.

«شرکت پس از عدم توانایی در پرداخت بدهی‌ها، اعلام ورشکستگی کرد.»

The company declared insolvency after failing to pay creditors.

«ناتوانی مالی می‌تواند به روند ورشکستگی منجر شود.»

Insolvency can lead to bankruptcy proceedings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bankruptcyورشکستگی

رسمی/حقوقی. در زمینه‌های حقوقی اغلب به جای هم استفاده می‌شوند اما ورشکستگی پروسه قانونی است، در حالی که ناتوانی مالی به طور کلی پرداخت‌نشدن بدهی‌ها را نشان می‌دهد.

Formal/legal term. Often used interchangeably with insolvency in legal contexts but bankruptcy is a formal legal process, while insolvency refers broadly to inability to pay debts.

failureشکست

اصطلاح کلی برای عدم موفقیت. در زمینه مالی می‌تواند به معنای ناتوانی مالی باشد اما کلی‌تر و دقیق نیست.

General term for lack of success. In financial contexts, it can mean insolvency but is broader and less precise.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000