bat five hundred

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bat five hun·dred/ˈbæt faɪv ˈhʌndrəd/
phrase (عبارت)informal

عبارت — پنجاه درصد موفق بودن

پنجاه درصد موفق بودننیمی از تلاش‌ها را بردن

تقریباً در نیمی از تلاش‌ها موفق بودن، به‌ویژه در بیسبال یا به‌صورت استعاری.

To succeed about half the time, especially in baseball or by extension.

«تیم این ماه تقریباً نیمی از بازی‌ها را برده است.»

The team is batting five hundred this month.

«در درخواست‌های شغلی تقریباً نصف مواقع موفق می‌شوم.»

I am batting five hundred on job applications.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000