become aware

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

be·come a·ware/bɪˈkʌm əˈwer/
phrase (عبارت)common

عبارت — آگاه شدن

آگاه شدنمتوجه شدن

برای نخستین بار متوجه چیزی شدن یا از آن آگاه شدن.

to start to know or notice something

«متوجه صدای عجیبی شدم.»

I became aware of a strange sound.

«او متوجه شد که وقت کم است.»

She became aware that time was short.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000