بازگشت

beforehand

be·fore·hand/bɪˈfɔːrˌhænd/
adverb (قید)common
از قبلپیشاپیش

قبل از زمان مشخص یا پیش از وقوع چیزی؛ زودتر از موعد.

At or before an earlier time; in advance.

«باید بلیت‌ها را از قبل رزرو کنی.»

You should book the tickets beforehand.

«او از پیش در مورد جلسه به من اطلاع داد.»

She told me beforehand about the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
earlierزودتر

روزمره. بعضی مواقع جای beforehand را می‌گیرد اما بیشتر به عنوان صفت یا قید مقایسه‌ای زمان استفاده می‌شود و الزاماً معنی آماده‌سازی را نمی‌رساند.

Everyday. Sometimes interchangeable with 'beforehand' but more often used as a comparative adjective or adverb of time alone, not necessarily implying preparation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000