بازگشت

afterward

af·ter·ward/ˈæf.tɚ.wɚd/
adverb (قید)common
بعداًپس از آن

در زمانی بعد یا پس از اتفاق یا زمانی که قبلا ذکر شده است

At a later time; after the event or time just mentioned

«ما شام خوردیم و بعداً به پیاده‌روی رفتیم.»

We had dinner and afterward went for a walk.

«او اول عذرخواهی کرد و سپس توضیح داد چه اتفاقی افتاده بود.»

He apologized first and afterward explained what happened.

تفاوت با واژه‌های مشابه
laterبعداً

کلمه رایج روزمره. معمولاً می‌تواند جایگزین afterward در بیشتر موقعیت‌ها شود اما later در صحبت‌های غیررسمی کاربردی‌تر است.

Common everyday word. Can usually replace 'afterward' in most contexts, though 'later' is more flexible in casual speech.

subsequentlyبعداً، در ادامه

رسمی. در متون نوشتاری یا رسمی می‌تواند جایگزین باشد؛ در زبان گفتاری رایج نیست.

Formal. Interchangeable with afterward mostly in written or formal contexts; not common in spoken language.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000