big fat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌbɪɡ ˈfæt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — حسابی بزرگ

حسابی بزرگدرست‌وحسابی

پیش از اسم می‌آید تا بزرگی یا شدت آن را با لحن تأکیدی نشان دهد.

used before a noun to emphasize its large size or degree

«او یک دروغ گنده تحویلم داد.»

He gave me a big fat lie.

«آن‌ها سود کلانی کردند.»

They made a big fat profit.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000