bisected

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bi·sect·ed/baɪˈsɛktɪd/
bi-twosectto cut-edpast tense
verb (فعل)formalpast (گذشته): bisectedpast participle (مفعولی): bisected-ing (حال): bisecting3rd (سوم): bisects

فعل — دو نیم کردن

دو نیم کردنتقسیم به دو بخش

به دو قسمت مساوی تقسیم کردن یا بریدن.

Cut or divided into two equal parts.

«دایره توسط یک خط مستقیم به دو نیم تقسیم شد.»

The circle was bisected by a straight line.

«زمین توسط یک رودخانه به دو بخش تقسیم شد.»

The land was bisected by a river.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dividedتقسیم شده

کلمه‌ای عمومی برای تقسیم به بخش‌ها؛ الزاماً به دو نیم مساوی اشاره ندارد.

Common. General term for separation into parts; does not guarantee equal halves.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000