verb (فعل)formalpast (گذشته): bisectedpast participle (مفعولی): bisected-ing (حال): bisecting3rd (سوم): bisects
فعل — دو نیم کردن
دو نیم کردنتقسیم به دو بخش
به دو قسمت مساوی تقسیم کردن یا بریدن.
Cut or divided into two equal parts.
«دایره توسط یک خط مستقیم به دو نیم تقسیم شد.»
“The circle was bisected by a straight line.”
«زمین توسط یک رودخانه به دو بخش تقسیم شد.»
“The land was bisected by a river.”
تفاوت با واژههای مشابه
divided— تقسیم شده
کلمهای عمومی برای تقسیم به بخشها؛ الزاماً به دو نیم مساوی اشاره ندارد.
Common. General term for separation into parts; does not guarantee equal halves.