بازگشت

divided

di·vid·ed/dɪˈvaɪdɪd/
di-twovidto separate-edpast tense/past participle
adjective (صفت)common
تقسیم شدهجدا شده

به قسمت‌ها یا گروه‌هایی تقسیم شده.

Separated into parts or groups.

«کلاس به گروه‌ها تقسیم شد.»

The class was divided into groups.

«آنها نظر متفاوت و متفرق درباره موضوع داشتند.»

They took a divided stance on the issue.

تفاوت با واژه‌های مشابه
separatedجدا شده

اصطلاح کلی برای چیزهایی که جدا هستند، لزوماً سازمان‌یافته نیست.

General term for things that are apart, not necessarily organized.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000