verb (فعل)formalpast (گذشته): bisectedpast participle (مفعولی): bisected-ing (حال): bisecting3rd (سوم): bisects
فعل — دو نیم کردن
دو نیم کردنتقسیم به دو بخش
شکستن یا تقسیم کردن چیزی به دو بخش مساوی به وسیله برش یا خط.
Dividing something into two equal parts by cutting.
«او دارد کیک را به دو نیم تقسیم میکند تا به طور مساوی تقسیم شود.»
“She is bisecting the cake to share it equally.”
«جاده دره را به دو بخش تقسیم میکند.»
“The road is bisecting the valley.”